|
نوشته شده در تاريخ شنبه دوم آبان 1388 توسط چشم به راه
|
دوازده آيه از توراتمن تو را دوست دارم تو هم مرا دوست بدار؛ .تا از پل صراط نگذشته اي از قهر من ايمن مباش؛
حضرت علي(ع) فرمود: از تورات دوازده آيه برگزيدم و به عربي ترجمه كردم و هر روز سه مرتبه در آنها مي نگرم. 1.اي فرزند آدم تا سلطنت من پايدار است از رياستمداري بيم و ترس به خود راه مده و سلطنت من بر تو ابدي است؛ 2-اي فرزند آدم مادامي كه مرا مي يابي با كسي جز من مأنويس نباش پس هرگاه مرا اراده كني مرا پر مي بيني و خزاين من هميشه پر و انباشته است؛ 3.تا مرا مي يابي به ديگران دل مبند هر وقت مرا بخواهي مرا به خودت نزديك و مهربان مي يابي؛ 4.من تو را دوست دارم تو هم مرا دوست بدار؛ 5.تا از پل صراط نگذشته اي از قهر من ايمن مباش؛ 6.همه چيز را براي تو آفريده ام و تو را براي خودم؛ تو چگونه از من مي گريزي؛ 7.تو را از خاك؛ سپس از نطفه؛ آن گاه از علقه1 و سپس از مضغه2 آفريدم؛و در خلقت تو در نماندم آيا از يك قرص ناني كه مي خوري؛ در مي مانم؛ 8.به خاطر خود بر من غضب مي كني و به خاطر من بر خود خشمگين نمي گردي؛ 9.تكاليف من بر تو است و روزي تو بر عهده من پس اگر در انجام دادن آن سر پيچي كني من از بنده پروري و دادن روزي خود داري نمي كنم. 10.هر كس تو را براي خودش مي خواهد و من تو را براي خودت مي خواهم؛ پس از من مگريز؛ 11.رزق فردا را مطالبه نكن؛ چنان كه من هم عمل فردا را از تو نخواهم؛ 12.اگر راضي شوي به آنچه روزي ات كردم قلب و بدنت را آسوده كنم و ستوده باشي و اگر ناراضي باشي دنيا را بر سرت مسلط كنم تا همچون آهوي بيابان به دنبالش بدوي و جز به مقدار اندك روزي نيابي.و دچار نكوهش گردي.)) منبع:مواعظ العدديه،ص419 منبع: كتاب جوانان و چلچراغ هدايت
نوشته شده در تاريخ شنبه چهارم مهر 1388 توسط چشم به راه
|
دلم در بقیع جا مانده
هرچه میخواهم تو را فریاد کنم نمیشود. چرا؟
بغضی مزمن در گلویم بیداد میکند و توان سربرآوردن ندارد.
دل سنگین است و دست سنگین.
نه دست میگردد برای نوشتن،
نه دل میشکند،
و نه اشک جاری میشود.
این چه سری ست مکتوم در این ویرانه بهشت مدینه؟
پیش از این اینگونه نبود اینجا.
بهشتی بود برای خود.
سپید و عطرآگین.
پیش از این اینجا گنبدی بود و بارگاهی،
صحنی و سرایی...
برای زائران دستگیره ای و ضریحی،
برای از پای افتادگان سایه بانی و سایهای...
لیک اینک...
تا چشم می نگرد دشتستانی میبیند بی آب و آبادی.
بی سایه و سایه بان
و تو متحیر که جز چندگامی با این چهارگوهر ناب وپاک خداوندگاری فاصله نداری و از نزدیکترین فاصله می توانی قدومشان را بوسه باران کنی.
ناگاه بی اختیار خم میشوی تا به پایشان افتی.
بر خاک میافتی و اشک میباری.
اما سوزش دردی و فریاد وحشتی تو را ناگاه فرسنگها عقب میراند.
...
آسمان دیگر برای مدینه تاریک شده است.
زمین در سکوتی وهمناک فرو رفته و خفته... گویا هوای بیداری در سر ندارد.
چه اندازه خاموش است و چقدر مسکوت.
امان از این بهشت ویرانه،
بهشت مدفون،
بهشت اسیر.
آسمان اینجا ابری و گرفته است.
هوا مهآلود.
آدمیان غبار آلود.
زنجیر بر قلب و قفل بر لب گمان میکنند زندگی همین است.
اینان بهشت پیش رویشان را گم کرده اند.
بادی میوزد بر مزار اهل بیت مظلوم مدینه.
گرد و خاکی برپا میشود و به سوی آسمان میرود.
بغض آسمان می شکند.
آسمان میگرید.
گوییا اشک رسول است که بر سر بقیع میریزد.
گنبد خضرا میگرید.
اشک رسول به رسالت آسمان بر بقیع میریزد.
کبوتری خسته از سنگی به روی سنگ دیگر میپرد و خاکها را با پای خود برای یافتن دانهای ارزن میپراکند.
کبوتر مسافر مسافت زیادی را آمده است.
خسته است.
بیقرار است.
گنبدی نیست که بر آن بنشیند و خستگی بدر کند.
آبی نیست.
آسایشی نیست.
سایه ای نیست.
کبوتر چقدر خسته است.
آستین بر دندان گرفتهای و میگریی.
بر سر ویران سرای اینجا اشک ریختن و مویه کردن سندی بر شرک مسلم توست.
محبت در این سرا جرمیست نا بخشودنی.
دل تو پر شده از فریاد و فغان.
پناهگاهی نیست برای اشکهایت.
مجسمهی مظلومیت اهل بیت در بقیع با تیشهی سیاه پیروان عبدالوهاب اینجا شکل گرفته و تو از پشت این حصار بسته بر این تجسم اشک میباری اما در حفاظ مستور دل.
بقیع، اسیر شده در چنگال کرکسان و حتی اجازهی ملاقاتی نیز نیست.
تنها از دور به آرامی می توان نگاهی کرد.
سری تکان داد
دستی بلند کرد...
بغض را باید فرو داد.
اشک را باید فرو خورد.
هیچ نباید گفت که حتی برگهای سبز شده از اشک تو را نیز زیر پا له میکنند به همان شیوه که گنبد و بارگاه را زیر چکمههاشان خرد و نابود کردند.
هشتاد سال میگذرد از آن زمان.
همان زمان که در مقابل دیدگان گنبد سبز، لرزه بر اندام سپید رنگ بقیع زدند و آن را ظالمانه درهم شکستند.
اولین تیشه که بر پیکرهی بقیع مینشیند، صدایی محزون از عرش، زمین و آسمان را میلرزاند.
این صدا... چقدر آشناست.
چقدر محزون است...
چقدر غریب است...
این صدا...
انگار صدای زهراست.
انگار تکرار خاطرهی تازیانه و مسمار و درب سوخته است.
این صدا،
صدای شکستن پهلوی فاطمه است.
بقیع با نام اسلام به مخروبه ای تبدیل میشود.
بهشتی که زیر خروارها خاک دفن است.
هشتاد سال از دفن بهشت گذشته است.
دیگر عادت کرده ایم به زیارت این بهشت خیالی...
عادت کردهایم که دیگر مشتی خاک را به جای گنبدی بر کشیده بر افلاک نظاره کنیم و بگرییم.
عادت کردهایم دم نزنیم و حتی برای خون دلی که از دیده جاری میشود نیز تاوان پس دهیم.
گورستان بودن این سرزمین برای همگان شده یک عادت.
هیچ حرف و حدیثی نیست.
هیچ گله و شکایتی نه.
هیچ حرفی از سقیفه نمیرود.
بقیع مظلوم و تنهاست.
هنگامهی غروب غیر از چند کبوتر آواره بر بستر آن خاک پاک هیچ نمیبینی.
تازیانههای استعمار همچنان با نام وهابیت بر دوش شیعه ضربه میزند.
از بقیع چیزی به جای نمانده جز یک یاد.
یادی غریب از پس پنجرههای دیوار آجری مدینه.
دل من...
در بقیع جا مانده است و منتظر.
منتظر آنکه باید بیاید و به شمشیرش زنجیر از پای او بردارد و آزادش سازد.
منتظر آنکه بیاید و او را از زیر خروارها خاک بیرون آورد و بر فراز آسمانها افراشته سازد و پرچمش بلند دارد.
منتظر آنکه بیاید و آسمان مه آلود و ابری مدینه را به گرمای آفتاب سان خود روشن و نورانی سازد.
به بغض های دفن شده در گلو اجازهی رهایی دهد و کرکسان را به دام قهر خویش گرد آورد.
ای کاش زودتر بیاید.
بارالها
جلوه ی نورانیش را نشانمان بده
و با دستان قدرتمندش انتقام هزارسالهی پر و بال شکسته و خونآلود عرشیان فرش نشین را باز ستان.
بارالها
ظهورش را نزدیک.... سرش را سلامت و شمشیرش را پرقدرت ساز.
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 توسط چشم به راه
|
دعای فرج امام زمان(عج) در شب های قدر
يا مهدي ادركني عجل علي ظهوركمعمولاً در ماه مبارك رمضان انسانها بيشتر به خدا نزديك ميشوند شايد به اين دليل باشد كه در اين ماه بيشتر به معنويات روي مي آورند، مثلاً مي توانند هر شب نماز شب بخوانند بعضي...
يا مهدي ادركني عجل علي ظهورك
معمولاً در ماه مبارك رمضان انسانها بيشتر به خدا نزديك ميشوند شايد به اين دليل باشد كه در اين ماه بيشتر به معنويات روي مي آورند، مثلاً مي توانند هر شب نماز شب بخوانند بعضي از شبها را احيا بگيرند و مشغول خواندن دعا شوند؛ دعاهائي همچون ابو حمزه ثمالي كه دقت در مذمون آن انسان را دگرگون مي كند به خصوص كه اين چنين دعايي از زبان امام زين العابدين (عليه السلام) نقل شده باشد. شخصيتي كه به خاطر عبادت بسيار زينت عبادت كنندگان لقب گرفته است، اما اين گونه در درگاه الهي جزع و فزع مي كند:
أبكي لخروج نفسي، أبكي لظلمة قبري، أبكي لضيق لحدي، أبكي... أبكي ... أبكي...
واي به حال ما... ما كه بيشتر اوقات از خدا و ياد او غافليم آن قدر غرق در دنيا و ماديات شده ايم كه در خواندن نماز هاي واجب خود نيز كوتاهي مي كنيم، چه رسد به نماز شب و قرآن و گريه از ترس خدا...ولي همان هائي كه در ماه هاي ديگر مشغول دنيا هستند و قرآن به دست نمي گيرند مگر براياستخاره، خواندن فاتحه و يا بدرقه ي مسافر سعي مي كنند در اين ماه مبارك حتماً يك ختم قرآن را بخوانند. سعي مي كنند زودتر براي سحري خوردن بيدار شوند تا بتوانند حداقل دو سه ركعت از نماز شب را بخوانند.برخي از آنها نيز شبها تا نيمه بيدارند و مشغول خواندن سبحانك يا لا أله ألا أنت...واقعاً چه لذتي دارد. انگار اين ماه به طور سحر آميزي مردم را به طرف خدا مي كشاند!!

مساجد و حرم أئمه (عليهم السلام) و مكان هاي شريف ديگر نيز در شبهاي قدر ديدن دارد. همان هائي كه ظاهراً به خيلي چيزها پايبند نيستند با حالت فروتني به مسجد آمده و همه به درگاه خداي مهربان دست گدائي بلند كرده و زار زار گريه مي كنند و هر كس از در گاه خدا حاجتي م ي طلبد. بعضيها مريض دارند و بعضي ها قرض دارند، و بعضيها آبرو دارند و نمي دانند در خانه ي چه كسي را بزنند به غير از خدا . در اين بين يك عده آرزوهاي خيلي قشنگي دارند:
يكي ميگه: كاش سال ديگه كه ميخوايم قرآن سر بگذاريم، آقا برامون دعايقرآن رو بخونند. يكي ديگه مي گه: خدايا دلم مي خواد برم مكه ولي نه بدون آقا اون يكي مي گه: خدايا فقط يك شب جمعه قسمتم كن با آقا برم كربلا و دعاهاي ديگري از اين قبيل. كه همه ياينها به يك چيز برمي گردد آن هم «ظهور آقا»
بياييد با هم عهد كنيم اين ماه كه بهترين و زيبا ترين ماه هاست هر وقت خواستيم دعا كنيم، اول براي ظهور آقا دعا كنيم ... اصلاً... فقط براي ظهور آقا دعا كنيم! مي دانيد چرا؟
روز قيامت كه نامه ي اعمال شيعيان را باز ميكنند، آن دسته كه كارهاي خوب زيادي دارند، كه خوشا به حالشان هم خدا ازايشان راضي است هم امام زمان. اما دسته ي ديگر مثل من عاصي كه متوجه اعمال و رفتارشان نبودند وايبه حالشان. از يك سو زشتي كارهاي بدي كه انجام دادند و عقاب و عذابش، و از سوي ديگر خجالت و شرمندگي ... خجالت از چه؟!! خجالت از اينكه آقا امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف ) مي آيند و مي فرمايند: (خدايا از خوبيهايمن مهدي بردار به اونها بده تا اعمال خوبشون زياد بشه.) اين جاست كه بايد هاي هاي گريه كنيم... نه... اصلاً چرا گريه؟!! بايد از خجالت آب شده و به زمين فرو رويم.
حالا با اين حساب درست است وقتي آقاي به اين خوبي داريم در بهترين حالتهايي كه در سال خيلي كم برايمان پيش مي آيد آقا را فراموش كنيم ؟ چه آقاي مظلومي ؟!! چه آقاي غريبي ؟!! دعاي حضرت صاحب الامر در ماه مبارك رمضان محمد بن عيسي بن عبيد با سند از اهل بيت (عليهم السلام) روايت كرده كه فرمودند: در شب بيست و سوم از ماه رمضان در حال ايستاده و نشسته و در هر حال و حتي در تمام ماه و به هر نحو كه برايت ممكن باشد و هر هنگام كه به ياد آوري در تمام عمر بعد از ستايش خداي تعالي و صلوات بر پيغمبر و آل پيغمبر (عليهم السلام) مي گويي:
اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلولتک علیه و علی ابائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتی تسکنه ارضک طوعاً و تمتعه فیها طویلا.
و میخوانی نیز:
یا مدبر الامور یا باعث من فی القبور یا مجری البحور یا ملین الحدید لداود صل علی محمد و آل محمد و اافعل بی کذا و کذا (به جای این کلمه حاجات خود را بخواهید) الیلة الیلة
دوستان سبز را هم از دعای خیرتان فراموش نکنید
ذکر لبتان در این ایام اللهم عجل لولیک الفرج
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهارم شهریور 1388 توسط چشم به راه
|
مهمانی خدا
سرانجام ماههای سال پس از طی نمودن 11 ماه به آبشار عظیم و زیبا و نورانی و گسترده فیض الهی رسیدند همانجایی که همگان در ضیافت خاص الهی مهمان هستند خوشا به حال کسانی که در آبشار غوطه ور شوند تا از پلیدیها و زشتیها و زنگارهاکه برخوردارند پاک شوند و قلبشان با خالق مهربان و یکتا مأنوس گردد
ابرو بادو خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
چه زیباست این بیت شعر تمامی مخلوقات خدا وند تسبیح شده اند تا اشرف مخلوقات در آسایش کامل به سر ببرد.
حالا تمامی الطاف الهی به زمین سرازیر شده اند تا بهترین و پرخیرترین برکات به انسان نازل شود .
چه مهربان است خداوندی که با همه ی بی نیازیش بر ما شفقت و عطوفت خدایی می کند . و چه ظالم است انسان که با همه ی نیازش به خداوند دشمنی می کند.
در هر ضیافت و میهمانی آداب و رسوم خاصی وجود دراد . اداب این ماه شب زنده داری و با خالق ، اعتراف به زشتیها و ندامت از بدیها می باشد
بار خدایا تو مهربان ترین مهربانان هستی، با گذشترین هستی با دستهای تهی و کوله باری از گناه سویت آمده ام از تو انتظار می رود که به این ذلیل ضعیف با شفقت و ترحم برخورد نمایی و از رحمت خویش محروم نگردانی .
اَیقنت انک انت ارحم الراحمین
دوستان خانه سبز را از دعای خیرتان فراموش نکنید
یاعلی
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 توسط چشم به راه
|
لقا پروردگار
قطاری كه به مقصد خدا می رفت، لختی در ایستگاه دنیا توقف كرد و پیامبر رو به جهانیان كرد و گفت: مقصد ماخداست . كیست كه با ما سفر كند؟ كیست كه رنج و عشق توامان بخواهد ؟ كیست كه باور كند دنیا ایستگاهی است تنها برای گذشتن ؟ قرن ها گذشت اما از بیشمارآدمیان جز اندكی بر آن قطار سوار نشدنداز جهان تا خدا هزار ایستگاه بود. در هرایستگاه كه قطار می ایستاد ، كسی كم می شد قطار می گذشت و سبك می شد ، زیرا سبكی قانون راه خداست . قطاری كه به مقصد خدا می رفت، به ایستگاه بهشت رسید . پیامبرگفت اینجا بهشت است . مسافران بهشتی پیاده شوند،اما اینجا ایستگاه آخر نیست . مسافرانی كه پیاده شدند ، بهشتی شدند .اما اندكی ،باز هم ماندند ،قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند. آنگاه خدا رو به مسافرانش كرد و گفت : درود بر شما،راز من همین بود .آن كه مرا میخواهد ، در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد . و آن هنگام كه قطار به ایستگاه آخر رسیددیگر نه قطاری بود و نه مسافری.
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 توسط چشم به راه
|
هر چه می خواهد دل تنگت بگو
چه زیباست نجوای کودکانه ی فرزند که تمام خواسته های خود از خرد و کلان را با پدر می گوید . چرا که در واژه واژه ی درد دل فرزند امید به اجابت پدر به چشم می خورد ، و از سویی فرزند هیچ اجابت کننده ای جز پدرش نمی یابد .
چه جاذبه ی عجیبی است محبت و چه زیبا است مهر به محبوب ! اندکی شیرین زبانی ، اندکی ابتدای به سلام و با یاد او بر بالین خواب رفتن و با یاد او سر از بالین خواب برداشتن ، چرا که آگاه ترین بر من و تو اوست ، و هر کجای این کره خاکی که باشد به یقین سلام من و تو را بی پاسخ نخواهد گذاشت.
و بدان که اگر ما فراموش کردیم او را ، اگر در ما محبت آن جان جانان ، رنگ باخته است ، ولی او ما را فراموش نساخته و نگاه پر از مهر و عطوفت خود را از ما بر نداشته است . و شنیدم که در غیاب ما برایمان استغفار میکرد و از طرف ما برای آمرزش گناهانمان آمرزش می طلبید و می گریست تا مگر خدایمان ببخشاید ، آن هنگام که در سرداب مقدس اشک هایش جاری بر گونه اش ندا سر می داد:
« بار الها ! شیعیان ما از شعاع خورشد ما گرما گرفته اند ، با پرتو آفتاب ما دیده گشوده اند و از باقی طینت ما سرشته اند . در شب ظلمانی ذنوب به اتکای نور ما و امید به بر آمدن ما سر گردانند . معبودا ! عصیانشان اگر میان من و تو آنهاست ، از آنچه نیکی در کفه ی ماست راضیشان فرما .
مقصودا ! مقصد آنان را فردوس قرار ده و با آتش دوزخ دشمن شادشان مپسند . »
گنه من کردم استغفار از تو
من از تو غافلم تو یار مایی
همچنین است که در زیارت آل یاسین نیز او را اینگونه خطاب می کنیم :
سلام بر تو هنگامی که حمد خدا می گویی و برای آمرزش شیعیان استغفار میکنی !
ما پدر گم کرده ایم ، پدری مهربان تر از جان ! پدری که با وجود دوریش اما همچنان با نگاه خود پاسمان می دارد که اگر نبود پاسداشت او ، مدت ها پیش از این ، با هجوم بی امان دشمنان طاقت از کف داده بودیم ، که خود فرمود :
« همانا ما در رعایت حال شما کوتاهی نمی کنیم و یاد شما را از خاطر نمی بریم و اگر این چنین نبود ، هر آینه بلاها بر شما وارد می شد و دشمنان شما را از پای در می آوردند . »

مهربان تر از پدر مولای ماست
با چنین مولا جفا کردن رواست ؟
آن پدر با من چه احسان ها نمود
یاد بردم لطف و احسانش چه زود
هر چه از جرم و گناهم دیده بست
باز از عصیان من قلبش شکست
هر گناه من بر او چون تیر شد
نامه ی آلوده دید و پیر شد
گرچه جرمم دید لیکن دیده بست
بهر استغفار بالا برد دست
فواید دعا برای فرج مولا صاحب الزمان علیه السلام
سبب كامل شدن دين است.
با ائمه اطهار( عليه السلام) محشورمي شود.
رستگاري به شفاعت حضرت فاطمه زهرا ( عليه السلام) رادارد.
در روز قيامت هديههاي ويژهاي دريافت مي كند.
دعاي امير المومنين(عليه السلام) درحق او در روز قيامت است.
(مكيال المكارم)
دوستان سبز ثقلین را از دعای خیرتان فراموش نکنید
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هشتم مرداد 1388 توسط چشم به راه
|
با تبریک به مناسبت اعیاد شعبانیه این هم یک هدیه از طرف دوستان سبز ثقلین
مردي خواب عجيبي ديد . او در عالم رويا ديد كه نزد فرشتگان رفته و به كارهاي آنها نگاه مي كند هنگام ورود ، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد كه سخت مشغول كارند و تند تند نامه هايي را كه توسط پيك ها از زمين مي رسند ، باز مي كنند و آنها را داخل جعبه هايي مي گذارند.
مرد از فرشتهاي پرسيد : شما داريد چكار مي كنيد ؟
فرشته در حاليكه داشت نامه ي را باز مي كرد ، جواب داد : اينجا بخش دريافت است ، ما دعاها و تقاضاهاي مردم زمين را كه توسط فرشتگان به ملكوت مي رسد به خداوند تحويل مي دهيم.
------------------------------------------------------------------------------
مرد كمي جلوتر رفت . باز دسته بزرگ ديگري از فرشتگان را ديد كه كاغذهايي را داخل پاكت مي گذارند و آنها را توسط پيك هايي به زمين مي فرستند.
مرد پرسيد : شماها چكار مي كنيد ؟
يكي از فرشتگان با عجله گفت : اينجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمات خداوند را توسط فرشتگان به بندگان زمين مي فرستيم.
------------------------------------------------------------------------------
مرد كمي جلوتر رفت و يك فرشته را ديد كه بيكار نشسته!!
مرد با تعجب از فرشته پرسيد: شما اينجا چكار مي كني و چرا بيكاري ؟
فرشته جواب داد : اينجا بخش تصديق جواب است . مردمي كه دعاهايشان مستجاب شده، بايد جواب تصديق دعا بفرستند ولي تنها عده بسيار كمي جواب مي دهند .
مرد از فرشته پرسيد : مردم چگونه مي توانند جواب تصديق دعاهايشان را بفرستند ؟!
فرشته پاسخ داد : بسيار ساده است ، فقط كافيست بگويند :
خدايا متشكريم
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 توسط چشم به راه
|
چقدر عجيبه ...!
چقدر عجيبه ...! 
-چقدر عجيبه كه يك ساعت عبادت به درگاه الهي ،دير و طاقت فرسا مي گذره ،ولي 60 دقيقه بازي يك تيم فوتبال مثل باد مي گذره !
-چقدر عجيبه كه 100 تومان كمك در راه خدا مبلغ بسيار هنگفتيه ، اما وقتي كه با همون پول به خريد مي رويم ،كم به چشم مي آيد
-چقدر عجيبه كه يك ساعت عبادت در مسجد طولاني به نظر مي اد ،اما يك ساعت فيلم ديدن به سرعت مي گذره !
-چقدر عجيبه كه وقتي مي خوايم عبادت و دعا كنيم ،هر چي فكر مي كنيم ،چيزي به فكرمون نمي اد تا بگيم ،اما وقتي كه مي خوايم با دوستمون حرف بزنيم هيچ مشكلي نداريم !
-چقدر عجيبه كه وقتي مسابقه ورزشي تيم محبوبمان به وقت اضافي مي كشه ،لذت مي بريم و از هيجان تو پوست خودمان نمي گنجيم اما وقتي كه مراسم دعا و خطابه و نيايش طولاني مي شه ،شكايت مي كنيم و آزرده خاطرمي شويم !
-چقدر عجيبه كه خوندن يك صفحه يا بخشي از قرآن سختة ،اماخوندن 100صفحه از پر فروشترين كتاب رمان دنيا اسونه !
-چقدر عجيبه كه سعي مي كنيم رديف جلوي صندلي هاي يك كنسرت با مسابقه رو ،رزرو كنيم ،اما به آخرين صف هاي نماز جماعت تمايل داريم !
-چقدر عجيبه براي عبادت و كارهاي مذهبي ،هيچ وقت زمان كافي در برنامه رومزه خود پيدا نمي كنيم ،اما بقيه برنامه ها رو سعي مي كنيم تو اخرين لحظه هم كه شده انجام بديم !
-چقدر عجيبه كه شايعات روزنامه ها رو به راحتي باور مي كنيم ،اما سخنان خداوند در قرآن رو به سختي باور مي كنيم !
-چقدر عجيبه كه همه مردم مي خوان بدون اينكه به چيزي اعتقاد پيدا كنن يا كاري در راه خدا انجام بدن ،به بهشت برن !
-چقدر عجيبه كه وقتي جوكي رو از طريق پيام كوتاه يا ايميل به ديگران ارسال مي كنيد ،به سرعت آتشي كه در جنگلي انداخته شود ،همه جا را فرا مي گيرد ،اما وقتي كه سخن و پيام الهي رو مي شنويد دو برابر در مورد گفتن اون فكر مي كنيد !
خنده داره اين طور نيست !؟ داريد مي خنديد ؟داريد فكر مي كنيد ؟ نه ،تاسف آوره 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهاردهم تیر 1388 توسط چشم به راه
|
تبارک الله احسن الخالقین خلقت با خلق نور تو و محمدصلي الله عليه و آله آغاز شد. خدا هم تَبارَکَ اللهُ اَحْسَنُ الْخالِقينَ گفت. عالم از همان روز فهميد که به محبت نيازمند است، و بي تو هيچ است! اين تو بودي که معجون ولايتت را در رگهاي خالي جهان جاري ساختي و همه را زنده کردي! کعبه نيازمند وجود مبارکت بود تا قلب خود را بيابد، چنانکه جسم محتاج روح است. چگونه ميتوان آن روز دلانگيز را فراموش کرد که کعبه ميزبان قدمهاي سبز تو بود؟! تو رمز ابدي و سِرّ مکتوم خلقت بودي که بشريت را به حيرت واداشتي! چرا که فضايل و زيباييها را يکجا در وجود خويش جمع کرده بودي! فضايل هم در توصيف فضايلت از پاي ميافتد. تو و اين همه فضايل؛ و من و اين همه تهيدستي! من افتخار ميکنم که مرا به درگاهت پذيرفتهاي. تا عمر دارم خاک پايت خواهم بود يا علي. زندگي تو شجاعت بود و سکوت و صبر. شجاعت براي سکوت و صبر بر سکوت و سکوت براي خدا! شيعهي تو تا ابد افتخار ميکند که عدالت از تو نشان گرفته است. تو حکومت را در يک شب به همه آموختي. سفرهي احسانت بيپناهان را در خانهات کشيد. لقمهات را از خود دريغ ميداشتي و به تنگدستان ميدادي! چه زيبا بود دستان خستهاي که بر سر يتيمان ميکشيدي. روزگار تو نجات از جهل بود. پنج سال براي مردمي سخن گفتي که بيست و پنج سال هيچ نشنيده بودند. زيبا کلام پيامبرشان را هم به فراموشي سپرده بودند. ظلمت و ناداني چنان قلبهايشان را ميفشرد که روزنهي اميدي براي نور علم نمانده بود. عجب تابيدي اي خورشيد علم، که نهج البلاغه يادگار نفسِ گرم تو، دلهاي جهانيان را به خود مشغول داشته است. همه از عدالت تو ميگويند. تو عدالت را زير بال خويش ميگرفتي! تکرار نامت صداي عدل ميدهد. اي حاکم شهر عدالت، بگذار بگويم که محبتت را همیشه در دل دارم.
امام علی (علیه السلام) پدر امت می دانیم، فضایلت به شمارش نیاید، لیک از این میان تنها دل ميسپاريم به قطعههاي زيبايي از کلام خداوند و احاديث اهلبيتعليهمالسلام که وجود نورانیت را به نیکی به نام پدر امت به ما معرفي کردهاند: پدر امت در قرآن امام صادق عليهالسلام فرمود: پيامبرصلي الله عليه و آله يکي از دو پدر امت، و علي عليهالسلام پدر ديگر است. سؤال شد: اين مطلب در کجاي قرآن آمده است؟ فرمودند: «اعْبُدُوا اللهَ وَ لاتُشْرِکُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَينِ اًِّحْساناً» [1] : «خدا را بپرستيد، و به او شرک قائل نشويد، و به والدين نيکي کنيد». [2] . قَسَم به پدر امت از امام باقر عليهالسلام دربارهي آيهي «وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ» [3] سؤال شد. حضرت فرمود: منظور اميرالمؤمنين عليهالسلام و امامان از فرزندان اويند. [4] . خدا پدر امت را سفارش کرده امام باقر عليهالسلام دربارهي آيهي «وَ وَصَّيْنَا الاًِّنْسانَ بِوالِدَيْهِ...» [5] : «به انسان والدينش را سفارش کرديم...»، فرمود: منظور پيامبرصلي الله عليه و آله و علي عليهالسلام است. [6] . تشکر از پدر امت جابر از امام باقر عليهالسلام دربارهي اين آيه پرسيد: «اُشْکُرْ لي وَ لِوالِدَيْکَ» [7] : «از من و والدين خود تشکر کن». حضرت فرمود: منظور پيامبرصلي الله عليه و آله و علي بن ابيطالب عليهالسلام است. [8] .
پدر امت و فرزندانش پدر امت بالاتر از والدين نَسَبي پيامبرصلي الله عليه و آله فرمود: من و علي بن ابيطالب دو پدر اين امتيم. حق ما بر آنان از حق والدين خودشان بالاتر است، زيرا ما آنان را از آتش به بهشت دار القرار نجات ميدهيم، و از بندگي دنيا به مقام منتخب آزادمردان ميرسانيم. [9] . شیعیانت شیعیان منند پيامبرصلي الله عليه و آله فرمود: اي علي، من و تو دو پدر اين امتيم. شيعيان تو شيعيان من و ياران تو ياران منند، و دوستان تو دوستان من، و دشمنان تو دشمنان منند. [10] .
پدر امت: پدر دين، پدر بهشت پدر حقيقي بهشت را براي فرزندان ميآورد حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود: دو پدر اين امت محمد و علي هستند که سرپرستي آنان را بر عهده دارند. اگر آنان را اطاعت کنند از عذاب دائم نجاتشان ميدهند، و اگر موافق آنان باشند بهشت دائم را به ايشان ارزاني ميدارند. [11] . پدر امت، پدر ديني امام هادي عليهالسلام فرمود: هرکس دو پدر دينياش محمدصلي الله عليه و آله و علي عليهالسلام، نزد او بالاتر از والدين خودش نباشند نزد خداوند ارزشي ندارد. [12] . پدر امت به پدري سزاوار است امام زين العابدين عليهالسلام فرمود: اگر حقِ عظيم والدين بر فرزندانشان به خاطر احسان و نيکي است که به آنان نمودهاند، پس احسان محمدصلي الله عليه و آله و علي عليهالسلام به اين امت بالاتر و عظيمتر از والدين خودشان است. پس محمد و علي به پدر بودن سزاوار ترند. [13] . امام جواد عليهالسلام فرمود: هر کس ميخواهد قدر و منزلت خود را نزد خداوند بداند، نظر کند که قدر دو پدر افضلش محمدصلي الله عليه و آله و علي عليهالسلام نزد او چگونه است. [14] .
ما و پدر امت: اگر بتوانيم مطيعش باشيم! اطاعت کامل از پدر امت امام حسين عليهالسلام فرمود: هر کس حق دو پدر برتر خود محمدصلي الله عليه و آله و علي عليهالسلام را بداند و آنگونه که بايد از آنان اطاعت کند، روز قيامت به او گفته ميشود: در هر جاي بهشت که ميخواهي از نعمتهاي آن متنعم باش. [15] . عاقّ پدر امت اميرالمؤمنين عليهالسلام در روزهاي آخر عمر فرمود: «خدا لعنت کند فرزندي را که عاق والدينش باشد». بعد در بيان منظور خود فرمود: پيامبرصلي الله عليه و آله دست مرا گرفت و به سينه چسبانيد و فرمود: «من و تو دو پدر اين امتيم. خدا لعنت کند کسي را که عاق ما باشد». من هم گفتم: آمين. [16] . از پدر امت جدا نشويد امام رضا عليهالسلام فرمود: آيا چنين نيست که هر يک از شما دوست ندارد نسبش از پدر و مادري که او را به دنيا آوردهاند قطع شود؟ گفتند: آري بخدا قسم. فرمود: پس بکوشيد از پدر و مادري که از پدر و مادرتان بالاترست قطع نشويد. [17] .
يا علي، تو پدر مهربان مني! اي پدر امت، من سالهاست انتخاب کردهام راهي را که انتهايش تو هستي، ميگويم: اگر ببينمت ميبوسم روي ماهت را...! نه، من لايق نيستم! پس دستت را...! من کجا و دست خدا؟! پايت را، چگونه ببوسم که زير پايت هستم! پس خاک پايت را ميبوسم، اگر اجازه دهي! من خودم خاکم! بگذار کف پايت بر من بوسه زند تا ديگر خاک نباشم، و لايق بوسه بر پايت باشم! ما روسیاهان که بر درِ خانهات گرد آمدهايم با شرمندگي به يکديگر ميگوييم: «اَلَمْتَعْلَمُوا اَنَّ اَباکُمْ قَدْ اَخَذَ عَلَيْکُمْ مَوْثِقاً مِنَ اللهِ» [18] : فراموشکردهايد که پدرتان از شما پيمان الهي گرفت»؟ و اکنون که بيپروايي و فراموشکاري خود را به ياد ميآوريم زار ميزنيم: «يا اَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا اِنَّا کُنَّا خاطِئينَ» [19] : اي پدر، براي ما طلب آمرزش کن که ما خطاکاريم. و آنگاه که قدم در خانهات ميگذاريم شما دو پدر امت را ميبينيم که سر به سجده و دست به دعا براي فرزندانتان دعا ميکنيد. پيامبرصلي الله عليه و آله را ميبينيم که ميگويد: خدايا، تو را به حق وليّت علي قسم ميدهم گناهکاران امت را ببخشايي»؛ و علي عليهالسلام را ميبينيم که ميگويد: خدايا، تو را به حق پيامبرت محمد قسم ميدهم که گناهکاران شيعيانم را ببخشايي». [20] . اين منظرهي دلنواز، اشکم را بر زبانم جاري ميکند که بگويم: «کُنْتَ لِلْمُؤْمِنينَ اَباً رَحيماً»: تو براي مؤمنين پدر مهرباني، يا علي!
کلام آخر تو امروز بر روی زمین یادگاری داری، کسی که خود مشتاق دیدن او و یارانش بودی، همو که دادخواه مظلومیت تو، همسر و فرزندانتان است، آخرین وصی نبی که به واسطه اش بلا از شیعیان دور می شود، سفینه نجات، چشمه حیات، بهار مردمان، خرمی روزگاران، امام عصر وزمان، یازدهمین فرزند امیر مومنان؛ از حق پدری تو بر من است که او را از یاد نبرم، برای سلامتی و فرجش دعا کنم، هر روز بر او سلام کنم و عهد و پیمانش را تازه گردانم و منتظر گشایش وظهورش بمانم تا زمین از ظلم و جور پر شده را از عدل و داد پر کند. [21] ----------------------------------------------------------------------------------------- [1] سورهي نساء: آيهي 36. [2] بحارالانوار: ج 36 ص 8 ح 9، ص 11 ح 12. [3] سورهي بلد: آيهي 3. [4] بحارالانوار: ج 36 ص 11، ص 13 ح 17. [5] سورهي عنکبوت: آيهي 8. سورهي احقاف: آيهي 15. [6] بحارالانوار: ج 36 ص 13 ح 16. [7] سورهي لقمان: آيهي 14. [8] بحارالانوار: ج 36 ص 7 ح 6. [9] بحارالانوار: ج 36 ص 9. [10] بحارالانوار: ج 39 ص 93. [11] بحارالانوار: ج 36 ص 9. [12] بحارالانوار: ج 36 ص 10. [13] بحار الانوار: ج 36 ص 9. [14] بحار الانوار: ج 36 ص 9. [15] بحار الانوار: ج 36 ص 9. [16] بحار الانوار: ج 36 ص 9. [17] بحار الانوار: ج 36 ص 10. [18] سورهي يوسف: آيهي 80. [19] سورهي يوسف: آيهي 97. [20] بحارالانوار: ج 36 ص 73 ح 24. [21] برگرفته از کتاب نامهاي به پدر امت، نشر دليل ما.
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهارم تیر 1388 توسط چشم به راه
|
شب آرزوها
یک شب در سال ... موسوم به شب آرزوها..(لیله الرغائب)

دست هامان رو به آسمان.
چشم ها لبریز از امید...
قلب ها سرشار از آرزو...
فکر ها پر از عطر خدا
و به لب زمزمه ی دعا...
اینک هرچه می خواهی بخواه که برآورده شدنی ست.
اینک این شهاب نگاه خداست که از آسمان خیال تو رد می شود و سراسر روح و جانت را از امید به رحمتش پر می سازد.
پس سر بر سجده بگذار و زاری او را بخواه.... او... ابتدا و انتهای آرزویت...
منتهای أمل....
تمامی درخواست...
همه ی امیدت
خدا
برای این شب عملی از رسول خدا ذکر شده که فضیلت بسیاری دارد : بین نماز مغرب و عشاء دوازده رکعت نماز اقامه شود که هر دو رکعت به یک سلام ختم می شود و در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود.
وقتی دوازده رکعت به پایان رسید، هفتاد بار ذکر " اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود.

پس از آن در سجده هفتاد بار ذکر "سبوح قدوس رب الملائکة والروح" گفته شود.
پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذکر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انک انت العلی الاعظم" گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذکر "سبوح قدوس رب الملائکة والروح" گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود.
پیامبر اکرم در فضیلت این نماز فرموده است: کسی که این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می فرستد. پس او به آن فرد میگوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد که از هر شدت و سختی نجات یافتی. فوت شده میپرسد تو کیستی؟ به خدا سوگند که من صورتی زیباتر از تو ندیدهام و کلامی شیرین تر از کلام تو نشنیدهام و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیدهام. آن زیباروی پاسخ میدهد: من ثواب آن نمازی هستم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمدهام تا حق تو را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افکند.
رجب"، ماه خداست؛ ماه پر برکتی است که اعمال بسیاری برای آن ذکر شده است. پیامبراکرم صلوات الله علیه فرمود: هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، مستوجب خشنودی خدا می شود و غضب الهی از او دور می گردد و دری از درهای جهنم بر روی او بسته می شود.
التماس دعا
|